تبليغاتX
کان ذن ریو کاراته | نوشهر
 Birthday
سلام

چون از قبل به دوستان قول داده بودم واسه تولدم آپ كنم بالاخره بعد چند ماه آپ كردم !!

يك سال ديگه هم از عمرم تو يه چشم بهم زدن گذشت ........ تو اين يه سال خيلي كارا انجام دادم

شايدخيلي ها رو اذيت كردم ، ناراحت كردم ...... خلاصه هرچي بدي ديديد حلال كنيد !!!!!!!!!

از دوستان خوبمم كه به يادم بودنو تبريك گفتن تشكر ميكنم ...... كاظم ، آيدين ، جواد ، آرمين ، رامين


يه جورايي اين حال من به اين شعر خيلي شباهت داره :::::::


روزها فكر من اين است و همه شب سخنم        كه چرا غافل از احوال دل خويشتنم

از كجا آمده ام آمدنم بهر چه بود            به كجا مي روم آخر ننمايي وطنم


دوستان گرامي امروز يه چتر رو ما باز كردن ،‌ ما هم از خجالتشون دراومديم ،‌روز خوبي بود

ولي حيف كه ادامه نداشت واسه من ...... شد تلخ ترين روز عمرم ! ( شرمنده ام )


حالا شيوه هاي تبريك گفتن دوستانو ببينيد :


ميرزا آيدين : ( همون طنز نويس جلف ! چرا جلف؟ خودتون ببينيدش ميفهميد !!)

سلام علیكم كانزن بگید ریو ... ! 18 سال پیش همچنین روزی یك اتفاق نحسی افتاد حالا ! اون روز شوم هیچ وقت یادم نمیره !!! بگید ... مبارك !! تولد چی چی مبارك !

اين فرد به ظاهر طنز نويس و اديب هنوز املا بلد نيس!!! ( كان ذن ..... نه كانزن )


كاظم ........ روز پنج شنبه اين موبايل من توهم زده بود خودش يك ساعت رفته بود عقب !!!!

من با خيال راحت داشتم ميرفتم به سمت مدرسه ولي خبري از دانش آموزاي ديگه نبود !

تازه فهميدم ساعت 8/5 بوده نه 7/5 !!!!!!! وسطاي كلاس ديفرانسيل رسيدم ..... تو اين

نيم ساعت كه دير كردم هركي يه دليلي انگار واسه غيبت من درست كرده بود ... يكي گفته

رفته سفر يكي گفته نشسته خونه واسه قلمچي ميخونه ....... يكي هم مثل نريمان گفته بيرون

يه كارايي داشته !!!!!! ( فكرش منفيه ديگه ) خلاصه سرتونو درد نيارم رسيدم سر كلاس يهو

كاظم گردنمو گرفت .... اول ترسيدم ... بعد در يك حركت غافلگيرانه بنده را خٍش داد ( همون kiss )

چيكار كنيم اين كاظم آقا شاعره واسه همين بدجور احساتش لطيفه !!!!!


نفر بعدي ....... يك لحظه تمام بدنم لرزيد !!!! دو تا از فاميلا بودن كه با اس ام اس بد موقع تمركز منو

بهم زدن سر امتحان وگرنه من اول كشور ميشدم !!!!!!!! ( تو خواب ) مسئول جلسه هم فكنم

اس ام اس رو خوند !! كاملا فهميد من به شدت درس ميخونمو موبايلم خاموشه امسال !!


ساعت 3/5 :::::: سر ايستگاه چالوس ........ جواد و رامين به ترتيب با 3 و 2 بوس تبريك گفتن !!!

يه چند ساعتي با بچه ها بيرون بوديم خوش گذشت ولي حيف كه دوام نداشت !!!!!!


منتظر تبريك يكي از دوستان بامرام بودم ....... كه بالاخره ساعت 11:15 با پيامكي به اين متن تبريك

گفت : ( با 7 تا آسمون پر از گل هاي ياس و ميخك ، با 100 تا دريا پر اشتياقو پولك ، -------------------

------------ تولدت مبارك )


يكي ديگه از دوستان :

چه لطيف است حس آغازي دوباره،

و چه زيباست رسيدن دوباره به روز زيباي آغاز تنفس...

و چه اندازه عجيب است ، روز ابتداي بودن!

و چه اندازه شيرين است امروز...

روز ميلاد...

روز تو!

روزي که تو آغاز شدي!

تولد مبارک.



آخر هم يكي از دوستان كه خودشم 23 آذر تولدشه بهم تبريك گفت ، منم تبريك ميگم .... هميشه

موفق باشي .


از همه دوستان ممنونم ........ و البته شرمنده يكي از دوستان كه اميدوارم اين همه بدي رو ببخشه !!!



گفتم يه تفالي به حافظ بزنم ،‌ اين غزل اومد :


راهيست راه عشق كه هيچش كناره نيست        آنجا جز آنكه جان بسپارند چاره نيست

هر گه كه دل به عشق دهي خوش دمي بود        در كار خير حاجت هيچ استخاره نيست


امشب حال خوشي ندارم /....... اگه متن مشكل نگارشي داشت شرمنده ..... البته اكثرشو

عصر نوشتم ......


هميشه با گذشت يك سال ديگه از عمرمون وقتي به گذشته نگاه ميكنيم پشيمونيم كه ميتونستيم

بهتر آيندمونو بسازيم ......... مي تونستيم همديگرو ناراحت نكنيم ........ ميتونستيم هزار كار بكنيم

كه نكرديم ........ پشيمونم !!!!!! پشيمون !


ديگه نميدونم چي بگم ....... خداحافظ تا ديداري دوباره اگه عمري باقي بود .......









داغ کن - کلوب دات کام
|+| نوشته شده توسط میلاد یاری در شنبه بیست و سوم آذر 1387 و ساعت 0:38  

explorer blog